نکات کلیدی
۱. دانش مشترک: چسب نامرئی جامعه
دانش مشترک واقعاً مفهومی به این قدرت است. این توان ذهنی است که یکی از ویژگیهای بارز وضعیت انسانی را توضیح میدهد: ذهنهای فردی میتوانند انتخابهای خود را برای منافع متقابل هماهنگ کنند و به گونهای که گونهی ما در جمعهایی از زوجها تا جوامع شکوفا شود.
فراتر از دانش فردی. دانش مشترک (CK) صرفاً به معنای این نیست که همه چیزی را میدانند، بلکه زمانی است که همه میدانند که همه میدانند، و این آگاهی به صورت بازگشتی تا بینهایت ادامه دارد. این آگاهی بازگشتی تمایز بنیادینی با دانش خصوصی یا حتی دانش متقابل دارد، جایی که افراد ممکن است همان چیز را بدانند اما ندانند دیگران نیز از آن آگاهاند. این مفهوم ظاهراً انتزاعی، اساس زندگی اجتماعی انسان است و امکان هماهنگی پیچیدهای را فراهم میکند که گونهی ما را تعریف میکند.
امکانبخشی به اقدام جمعی. بدون دانش مشترک، افراد حتی زمانی که منافعشان کاملاً همسو باشد، در هماهنگ کردن رفتارهایشان دچار مشکل میشوند. تصور کنید بخواهید روی زبان، پول یا محل ملاقات توافق کنید در حالی که مطمئن نباشید دیگران فهم شما را فهمیدهاند. دانش مشترک امکان میدهد:
- قراردادهای زبانی: کلمات معنای خود را دارند چون همه میدانند که همه آنها را به یک شکل تفسیر میکنند.
- هنجارهای اجتماعی: قواعد رفتاری مؤثرند چون همه میدانند که همه دیگران از آنها آگاهاند.
- تلاشهای جمعی: از زوجها تا ملتها، فهم مشترک همکاری و منافع متقابل را تسهیل میکند.
رویدادهای آشکار به عنوان کاتالیزور. دانش مشترک نیازی به استنتاج منطقی بینهایت ندارد؛ میتواند بلافاصله توسط یک رویداد عمومی و آشکار ایجاد شود. کودکی که اعلام میکند امپراتور برهنه است، تبلیغی در سوپربول یا تظاهراتی عمومی همه دانش مشترک میسازند و دانش خصوصی گسترده را به واقعیتی مشترک و قابل اقدام تبدیل میکنند. این تغییر میتواند دینامیکهای اجتماعی را به شدت دگرگون کند، از تمسخر قدرت تا فروپاشی حبابهای سفتهبازی یا جرقهی انقلاب.
۲. پارادوکس دانش: وقتی دانش بیشتر کافی نیست
نتیجهی شگفتانگیز این است که درخواست تأیید، مأموریت را بهتر از زمانی که خلبان اول فقط فرمان خود را فرستاده و بس نکرده است، نمیکند.
توهم قطعیت. عقل سلیم ما اغلب میگوید اطلاعات بیشتر یا تأییدهای بیشتر به قطعیت بیشتر و هماهنگی بهتر منجر میشود. اما پارادوکس «بازی پست الکترونیکی» نشان میدهد که در شرایط ارتباط ناقص، زنجیرهای بینهایت از تأییدها به طور نظری برای رسیدن به دانش مشترک واقعی لازم است. هر تعداد پیام محدود، هرچقدر هم زیاد باشد، شک کوچکی درباره دریافت آخرین پیام باقی میگذارد و مانع هماهنگی کامل میشود.
دام «تقریباً دانش مشترک». این بدان معناست که «تقریباً دانش مشترک» — جایی که شرکتکنندگان لایههای زیادی از دانش متقابل دارند اما زنجیره بینهایت را ندارند — اساساً با دانش مشترک واقعی متفاوت است. برای مثال:
- دو ژنرال که میخواهند حملهای را از طریق پیامرسانان نامطمئن هماهنگ کنند، هرگز قطعیت لازم برای حمله را به دست نمیآورند، حتی اگر پیامرسانان همیشه موفق باشند، چون هرکدام همیشه شک دارد که آیا دیگری میداند که او میداند، و همینطور ادامه دارد.
- دوستانی که میخواهند از طریق پیامکهای ناپایدار قرار ملاقات بگذارند، ممکن است به گزینهای کمینه اما امن پایبند بمانند، از ترس هماهنگی نادرست اگر بخواهند با ارتباط نامطمئن بهینه کنند.
خواستههای غیرمنتظره عقلانیت. این پارادوکس نشان میدهد که شهود انسانی اغلب از عقلانیت نظری بازیها عقب میماند. در حالی که بازیگران واقعی ممکن است به «باور مشترک p» (اعتماد بالا به جای قطعیت مطلق) رضایت دهند، ایدهآل نظری تفاوت عمیق منطقی بین دانش گسترده و ماهیت بازگشتی بینهایت دانش مشترک را نشان میدهد و دلیل شکنندگی هماهنگی را روشن میکند.
۳. بازیهای هماهنگی: منطق پنهان زندگی اجتماعی
بسیاری از مشکلات انسانی، معمای زندانی نیستند که یک تعادل واحد بر اساس پاداشها داشته باشد.
فراتر از خودخواهی و نوعدوستی. در حالی که معمای زندانی به خوبی نشان میدهد چگونه عقلانیت فردی میتواند به زیان جمعی منجر شود، بسیاری از تعاملات انسانی بهتر است به عنوان بازیهای هماهنگی درک شوند. در این بازیها، منافع بازیکنان در یافتن نتیجهای سودمند متقابل همسو است، اما راههای متعددی برای رسیدن به آن وجود دارد و چالش در توافق بر سر کدام راه است.
چالشهای متنوع هماهنگی:
- قرار ملاقات: دو نفر میخواهند همدیگر را ببینند اما محل برایشان مهم نیست (مثلاً کافهای مشترک). هر انتخاب مشترکی خوب است.
- نبرد جنسیتها: زوجی میخواهند با هم باشند اما فعالیتهای متفاوتی را ترجیح میدهند (مثلاً اپرا یا هاکی). هر دو بودن با هم را به تنهایی ترجیح میدهند اما هرکدام نتیجهای را بیشتر میپسندد.
- شکار گوزن (بازی تضمین): شکارچیان میتوانند به تنهایی جایزهای کوچک و مطمئن (خرگوش) یا جایزهای بزرگتر و جمعی (گوزن) را دنبال کنند. ریسک این است که دیگران ممکن است همکاری نکنند و عمل فردی امنتر باشد.
- بازی مرغ (بازیکن شاهین-کبوتر): دو راننده به سمت تصادف میروند؛ یکی باید منحرف شود. هرکدام ترجیح میدهد دیگری عقبنشینی کند، اما عقبنشینی دوطرفه بهتر از تصادف است.
دانش مشترک به عنوان راهحل. نظریه بازیها اغلب نمیتواند یک انتخاب «عقلانی» واحد در بازیهای هماهنگی تجویز کند چون تعادلهای متعددی وجود دارد. اینجاست که دانش مشترک ضروری میشود. چه از طریق ارتباط مستقیم، قراردادهای پذیرفته شده یا نقاط کانونی برجسته، دانش مشترک به بازیکنان امکان میدهد انتظارات خود را هماهنگ کنند و با اطمینان تعادل مشترک را انتخاب کنند و آشوب بالقوه را به نظم اجتماعی قابل پیشبینی تبدیل کنند.
۴. ذهنخوانی بازگشتی: قدرت اجتماعی مغز ما (و محدودیتهای آن)
دشواری فکر چهار لایهای در اپیزودی مشهور از سریال «فرندز» به طنز کشیده شد...
تفکر درباره تفکر. ذهنخوانی بازگشتی توانایی فکر کردن درباره آن است که دیگران درباره آنچه دیگران فکر میکنند، چه میاندیشند و همینطور ادامه دارد. این مهارت شناختی پیچیده برای هدایت تعاملات اجتماعی، درک نیتها و رسیدن به دانش مشترک حیاتی است. کودکان این توانایی را حدود هفت یا هشت سالگی کسب میکنند و از نظریه ذهن ساده (درک باورهای دیگران) به تفکرات چندلایه بازگشتی پیش میروند.
گلوگاههای شناختی. اگرچه انسانها در ذهنخوانی بازگشتی مهارت دارند، ظرفیت ما محدود است. مطالعات نشان میدهد عملکرد به شدت پس از چهار یا پنج لایه تفکر تو در تو کاهش مییابد. این دشواری ناشی از معماری «حافظه نشانیدار محتوا» در مغز است که در نمایش همزمان چند نمونه از یک مفهوم (مثلاً «باور دارد») مشکل دارد و آنها را با هم ادغام میکند.
- نمونههای دشواری: معمای «تولد شرل»، مسئله «اسفناج در دندان» و جملات پیچیده خودبازتابی.
- تأثیر در دنیای واقعی: این محدودیت به این معناست که ما میتوانیم ایده بازگشت بینهایت را درک کنیم («لاکپشتها تا بینهایت زیر هم»)، اما همه لایهها را به طور صریح پردازش نمیکنیم.
تکهبندی و بدیهی بودن. برای غلبه بر این محدودیتها، ذهن ما افکار مکرر را به واحدهای ذهنی واحد «تکهبندی» میکند (مثلاً «فریب»، «دروغ»). مهمتر از آن، رویدادهای «بدیهی» — آنهایی که بدون آگاهی همه نمیتوانند رخ دهند — به ما اجازه میدهند بدون پردازش بازگشتی صریح، دانش مشترک را استنتاج کنیم. اعلامیه عمومی یا تجربه بصری مشترک فوراً آگاهی مشترک لازم را ایجاد میکند و از نیاز به ورزش ذهنی دشوار میکاهد.
۵. بیانهای هیجانی: سیگنالهای آشکار برای هماهنگی اجتماعی
خنده، بسیار بیشتر از هر حالت چهرهای، غیرارادی، غیرقابل چشمپوشی برای ناظر و کاملاً در اختیار ابرازکننده است.
فراتر از نمایش صرف. بیانهای هیجانی انسانی مانند خنده، گریه، سرخ شدن و تماس چشمی صرفاً حالات درونی قابل مشاهده نیستند؛ بلکه سیگنالهای قدرتمند و آشکاری هستند که برای ایجاد دانش مشترک طراحی شدهاند. برخلاف حالات چهره ظریف، اینها اغلب غیرارادی و غیرقابل انکار برای ابرازکننده و ناظرند و آشکار میکنند که «همه میدانند که همه میدانند».
وظایف خاص هیجانات آشکار:
- خنده: دانش مشترکی ایجاد میکند که قراردادی درباره سلطه یا وضعیت را به چالش میکشد یا دوستی برابر را نشان میدهد. میتواند تهاجمی (تضعیف قدرت) یا دوستانه (تأیید فهم مشترک) باشد.
- گریه: تسلیم، ناتوانی یا نیاز در درگیری را نشان میدهد یا قدردانی عمیق از فضیلت، همدلی یا والایی را بیان میکند. پرچم سفید غیرکلامی یا تأیید مشترک احساسات عمیق است.
- سرخ شدن: عذرخواهی غیرکلامی، نشاندهنده شرم یا خجالت است. اعتراف معتبر و غیرارادی به تخلف اجتماعی یا اخلاقی است که پشیمانی و تمایل به حفظ هنجارهای مشترک را نشان میدهد.
- تماس چشمی: نهاییترین تولیدکننده دانش مشترک است که نشان میدهد «چیزی که تا این لحظه احتمالاً دانش خصوصی یا متقابل بوده، اکنون دانش مشترک است.» میتواند برای تهدید، اغوا یا تأیید آگاهی مشترک به کار رود.
تنظیم روابط اجتماعی. این بیانها ابزارهای حیاتی برای تنظیم و اصلاح تعادلهای هماهنگی هستند که روابط اجتماعی ما را پایهریزی میکنند. آنها به ما امکان میدهند بازیهای اجتماعی پیچیده، از رقابتهای سلطه تا دوستیهای صمیمی، را با ایجاد فهمهای مشترک غیرقابل انکار درباره نیتها، وضعیت و پایبندی به هنجارها هدایت کنیم.
۶. هنر استراتژیک سخن غیرمستقیم: چرا آنچه میگوییم را مستقیم نمیگوییم
کنایه واقعاً بر اساس انکار معقول عمل میکند، اما آنچه به طور معقول انکار میشود معنای مورد نظر نیست بلکه دانش مشترک معنای مورد نظر است.
معضل صراحت. در موقعیتهای اجتماعی حساس، افراد اغلب از سخن مستقیم اجتناب میکنند و به جای آن از اشاره، ایهام و کنایه استفاده میکنند. این فقط مسئله ادب نیست؛ بلکه انتخابی استراتژیک برای عبور از «مشکلات شناسایی» است که در آن گوینده از ارزشها یا واکنشهای شنونده مطمئن نیست. پیشنهاد مستقیم (مثلاً رشوه، پیشنهاد جنسی) ریسک بالایی دارد اگر رد شود، ممکن است به مجازات قانونی، ناراحتی اجتماعی یا آسیب به رابطه منجر شود.
انکار معقول دانش مشترک. سخن غیرمستقیم مزیت مهمی دارد: اجازه میدهد انکار معقول نه از نیت (که ممکن است واضح باشد) بلکه از دانش مشترک آن نیت باشد. اگر پیشنهادی پوشیده باشد، شنونده بیمیل میتواند وانمود کند که نفهمیده و گوینده میتواند وانمود کند که منظور نداشته، و این امکان را میدهد که هر دو طرف فریب حفظ وضعیت موجود رابطه را حفظ کنند.
- نمونهها: رانندهای که از پلیس میپرسد «آیا کاری هست که همه چیز... «برود»؟» یا مردی که زنی را دعوت میکند تا «نگاه کند به حکاکیهایم».
- «آزمون خنده»: اگرچه نیت ممکن است ۹۹٪ واضح باشد، ۱٪ انکار معقول کافی است تا دانش مشترک ایجاد نشود که به رویارویی یا تغییر رابطه منجر شود.
حفاظت از روابط اجتماعی. سخن مستقیم ذاتاً دانش مشترک ایجاد میکند. این یک رویداد بدیهی است که جای ابهام درباره فهم مشترک باقی نمیگذارد. این میتواند ترسناک باشد وقتی که تهدید میکند رابطه را به مدلی جدید و ناخواسته (مثلاً از دوستی صرف به علاقه جنسی، یا از اقتدار به معامله) سوق دهد. بنابراین، سخن غیرمستقیم استراتژی عقلانی برای مطرح کردن احتمالات بدون تغییر غیرقابل بازگشت تعادل ظریف قراردادهای اجتماعی است.
۷. روابط اجتماعی: قراردادهایی بر پایه فهم متقابل
رابطه مسئلهای از دانش مشترک است. اگر دو نفر دوست باشند، یعنی هرکدام میداند که دیگری میداند که اولی میداند که دومی میداند... که آنها دوستاند.
فراتر از قراردادها و احساسات. روابط اجتماعی، از دوستیها تا سلسلهمراتب، صرفاً پیوندهای عاطفی یا توافقهای صریح نیستند؛ بلکه بازیهای هماهنگی پیچیدهای هستند که با دانش مشترک تثبیت میشوند. این فهم مشترک بازیکنان، رفتارهای مورد انتظار و پاداشها را برای سری نامحدودی از تعاملات آینده تعریف میکند. بدون این آگاهی متقابل، روابط شکننده و مستعد هماهنگی نادرست خواهند بود.
مدلهای رابطهای فیسک: انسانشناس آلن فیسک چهار مدل رابطهای جهانی را شناسایی کرد که تعاملات انسانی را ساختاربندی میکنند، هرکدام با منطق هماهنگی و نشانههای دانش مشترک خاص خود:
- اشتراک جمعی: مشخصهاش صمیمیت، منابع مشترک و عدم حسابکشی است (مثلاً خانواده، دوستان نزدیک). با نزدیکی فیزیکی، وعدههای مشترک و آیینهای جمعی نشان داده میشود.
- رتبهبندی اقتدار: سلسلهمراتب قدرت و وضعیت (مثلاً رئیس-کارمند، رئیس-زیرمجموعه). با نمادهای بزرگی، ارتفاع و تقدم نشان داده میشود. «چهره» و «افتخار» دانش مشترک احترام مورد انتظار است.
- برابری متقابل: تمرکز بر عدالت، تلافی و تقسیم مساوی (مثلاً مبادله خدمات، تقسیم هزینهها). با نوبتگیری صریح، تقسیم ۵۰-۵۰ یا تبادل تلافیجویانه نشان داده میشود.
- قیمتگذاری بازار: معاملات بیطرفانه و قانونمند بر اساس ارزشهای عددی (مثلاً پول، قراردادها، حقوق).
شکنندگی و نگهداری. این مدلهای رابطهای به طور مداوم از طریق نقاط کانونی، آیینها و اعمال نمادین که دانش مشترک ایجاد میکنند، مذاکره و تأیید میشوند. نقض این قراردادهای ضمنی میتواند به ناراحتی، خشم یا فروپاشی رابطه منجر شود، زیرا افراد تلاش میکنند فهم مشترک از واقعیت اجتماعی خود را حفظ کنند.
۸. غریزه لغو کردن: سرکوب ایدهها برای حفظ هنجارهای اخلاقی
آنچه سانسورها و لغوکنندگان را میترساند، ظاهراً این نیست که ایدهای خطرناک ممکن است فکر شود یا حتی بیان شود، بلکه این است که ممکن است به دانش مشترک تبدیل شود.
وظیفه اخلاقی سانسور. در گفتمان علمی و عمومی، تمایل به «لغو» افراد یا سرکوب ایدهها اغلب از وظیفه اخلاقی درک شده برای حمایت از گروههای آسیبپذیر و حفظ عدالت اجتماعی ناشی میشود. سانسورها معتقدند برخی ایدهها، حتی اگر واقعیتمحور باشند، ذاتاً مضرند چون ممکن است تعصب را تقویت یا اصول اخلاق
خلاصه نقدها
متنی برای ترجمه ارائه نشده است. لطفاً متن مورد نظر خود را ارسال کنید تا بتوانم آن را به فارسی ترجمه کنم.
دیگران نیز خواندهاند
سؤالات متداول
1. What is When Everyone Knows That Everyone Knows... by Steven Pinker about?
- Exploration of common knowledge: The book investigates the concept of common knowledge—what everyone knows that everyone else knows—and its foundational role in human coordination, social life, and institutions.
- Interdisciplinary approach: Pinker draws from psychology, game theory, linguistics, and evolutionary biology to explain how common knowledge shapes behaviors, rituals, and even political phenomena.
- Application to everyday life: The book connects abstract theory to real-world examples, showing how common knowledge underpins everything from financial markets to social media mobs and personal relationships.
- Unpacking social paradoxes: Pinker reveals why humans engage in seemingly irrational social behaviors, demonstrating that many are strategic efforts to generate or avoid common knowledge.
2. Why should I read When Everyone Knows That Everyone Knows... by Steven Pinker?
- Understand human coordination: The book provides a deep understanding of how people align their actions and beliefs, which is essential for cooperation, social order, and functioning societies.
- Insight into social phenomena: Pinker explains the logic behind social rituals, cancel culture, indirect speech, and emotional expressions, offering readers tools to interpret complex social dynamics.
- Relevance to modern issues: The book addresses contemporary topics like social media shaming, political protests, and academic freedom, making it highly relevant for understanding today’s world.
- Accessible yet profound: Pinker’s clear writing and use of vivid examples make complex ideas accessible, while still offering profound insights for advanced readers.
3. What are the key takeaways from When Everyone Knows That Everyone Knows... by Steven Pinker?
- Common knowledge is crucial: Human coordination, social rituals, and institutions rely on the recursive awareness that everyone knows what everyone else knows.
- Social behaviors are strategic: Many seemingly irrational behaviors are actually rational strategies to create or avoid common knowledge for social harmony or advantage.
- Game theory explains society: Concepts from game theory, like coordination games and focal points, illuminate how people solve social dilemmas and maintain order.
- Limits of transparency: Some knowledge is best kept private; complete honesty can disrupt social relationships, making selective hypocrisy functional.
4. How does Steven Pinker define and distinguish common knowledge in When Everyone Knows That Everyone Knows...?
- Private vs. common knowledge: Private knowledge is what an individual knows; common knowledge is when everyone knows something, knows that everyone knows it, and so on infinitely.
- Recursive mentalizing: Achieving common knowledge requires thinking about what others know about what others know, a cognitive skill Pinker explores in depth.
- Coordination power: Only common knowledge—not just private or reciprocal knowledge—enables confident, coordinated action among individuals or groups.
- Transformative effect: Publicly shared information, even if already privately known, can radically change social dynamics by creating common knowledge.
5. Why is common knowledge important according to Steven Pinker in When Everyone Knows That Everyone Knows...?
- Foundation for cooperation: Common knowledge allows people to coordinate actions, align on shared goals, and maintain social order.
- Enables social rituals: Ceremonies, laws, and public symbols exist to create or reinforce common knowledge, cementing group cohesion.
- Dual role in society: People both generate and avoid common knowledge strategically, using it to enable cooperation or prevent social disruption.
- Human sensitivity: Humans are intuitively attuned to common knowledge, which empowers communities, economies, and nations to function.
6. What are some real-world examples Steven Pinker uses to illustrate common knowledge in When Everyone Knows That Everyone Knows...?
- The Emperor’s New Clothes: A child’s public statement creates common knowledge, shifting the crowd’s behavior from deference to ridicule.
- Super Bowl ads and viral posts: Apple’s 1984 ad and social media shaming both generate common knowledge among large audiences, fueling network effects or cancel culture.
- Political protests: Public demonstrations create common knowledge of dissent, enabling mass coordination and sometimes regime change.
- Emotional expressions: Laughter, blushing, and crying serve as nonverbal signals that generate common knowledge of feelings or social breaches.
7. How does Steven Pinker explain the role of game theory and coordination games in understanding common knowledge?
- Coordination games defined: Many social dilemmas are coordination games where success depends on making complementary choices, which requires common knowledge.
- Examples of games: Pinker discusses the Prisoners’ Dilemma, Stag Hunt, Battle of the Sexes, and others to show how common knowledge solves or complicates these scenarios.
- Focal points and conventions: Common knowledge often arises from salient focal points or social conventions, helping people coordinate on shared solutions.
- Game theory’s explanatory power: These models clarify why certain social rituals, signals, or institutions exist to create common knowledge.
8. What is recursive mentalizing and why is it important in When Everyone Knows That Everyone Knows... by Steven Pinker?
- Definition and function: Recursive mentalizing is the cognitive ability to think about others’ thoughts, including thoughts about one’s own thoughts, enabling layers of mutual awareness.
- Role in common knowledge: This ability is essential for establishing common knowledge, as it allows individuals to grasp that “everyone knows that everyone knows.”
- Developmental aspect: Pinker discusses how this skill develops in children and underlies complex social phenomena like the Cheryl’s birthday problem.
- Limits and strategies: Humans can typically handle up to four levels of recursion, using cognitive shortcuts and scripts to manage complexity.
9. What are the four relational models in When Everyone Knows That Everyone Knows... by Steven Pinker, and how do they relate to common knowledge?
- Communal Sharing: Relationships based on shared resources and solidarity, coordinated by rituals and shared beliefs, relying on common knowledge for emotional fusion.
- Authority Ranking: Hierarchical relationships where dominance and status are maintained through common knowledge of social markers and facework.
- Equality Matching: Relationships based on fairness and reciprocity, coordinated by common knowledge of norms and turn-taking.
- Market Pricing: Formal, rule-governed relationships involving contracts and prices, where common knowledge underpins rational-legal social order.
10. How does Steven Pinker connect common knowledge to social rituals, emotional expressions, and indirect speech in When Everyone Knows That Everyone Knows...?
- Emotional expressions as signals: Laughter, crying, and blushing are involuntary signals that generate common knowledge of emotional states or social breaches.
- Indirect speech and plausible deniability: Indirect speech allows speakers to communicate sensitive intentions without making them common knowledge, protecting against social or legal risks.
- Strategic Speaker theory: Pinker models how people choose the optimal level of vagueness in indirect speech to balance risks and benefits.
- Social rituals: Ceremonies and public acts serve to create or reinforce common knowledge, maintaining social cohesion and order.
11. What paradoxes and surprising results about common knowledge does Steven Pinker discuss in When Everyone Knows That Everyone Knows...?
- Spinach-in-teeth puzzle: Public announcements can create common knowledge, enabling people to infer private facts after repeated signals.
- Electronic Mail game: No finite number of message confirmations can guarantee common knowledge over a noisy channel; infinite recursion is required for perfect coordination.
- Aumann’s Agreement Theorem: Rational agents with common knowledge of each other’s beliefs cannot agree to disagree; their beliefs must converge.
- Speculative trade paradox: Rational agents should not engage in speculative trade if prices are common knowledge and reflect all information.
12. How does Steven Pinker explain the risks and power of common knowledge in social and political life in When Everyone Knows That Everyone Knows...?
- Nuclear deterrence and taboos: The nuclear taboo is a form of common knowledge that has prevented global catastrophe, despite the existence of vast arsenals.
- Cancel culture and academic freedom: Public knowledge of controversial ideas can lead to rapid shifts in reputation and power, fueling cancel culture and academic repression.
- Hypocrisy and social harmony: Selectively preventing some knowledge from becoming common knowledge preserves social conventions and coordination equilibria.
- Social rituals and emotional signals: Acts like blushing, laughter, and eye contact regulate hierarchies and friendships by generating or managing common knowledge.