نکات کلیدی
۱. ارتباط، نیاز بنیادین انسان است که در دوران کودکی شکل میگیرد.
هنگامی که انسانها در حال مرگ هستند، میگویند مهمترین چیزی که در زندگیشان باقی میماند، روابطشان است و این روابط معمولاً با دیگران است.
ما برای ارتباط ساخته شدهایم. انسانها بهصورت کامل متولد نمیشوند؛ بلکه در تعامل با مراقبان اولیه رشد میکنند و هویت خود را شکل میدهند. این امر ما را موجوداتی میسازد که در تمام طول زندگی به ارتباط نیاز دارند؛ نه فقط با افراد، بلکه با ایدهها، مکانها و اشیاء، تا حس تعلق به جهان گستردهتر را تجربه کنیم. احساس ارتباط، هورمونهای شادیآور را آزاد میکند و سلامت روان را تقویت مینماید.
تعادل، کلید است. کمبود ارتباط به انزوا و رنج میانجامد، اما ارتباط بیش از حد میتواند معنا و اهمیت را کاهش دهد. بهتر است چند «قلاب» برای ارتباط عمیق با افراد و علایق منتخب داشته باشید، نه اینکه همیشه به همه چیز وصل باشید که ممکن است به رفتار پراکنده و هیجانی منجر شود. یافتن «قبیله» یا تعلق به گروهها برای هویت و رفاه ضروری است و به ما کمک میکند خود را درون گروه ببینیم و با بیرون از آن تفاوت قائل شویم.
روابط پیچیدهاند. تاریخچههای منحصر به فرد، دینامیکهای خانوادگی و نظامهای اعتقادی ما، مسیر روابط را دشوار میکند. اغلب فرضیات خود را به دیگران نسبت میدهیم که ممکن است باعث آسیب شود. بهترین راه برای بهبود ارتباطات، تمرکز بر نقش خودمان در این پویایی است، زیرا تنها خودمان را میتوانیم کنترل کنیم، نه دیگران را.
۲. شناخت سبکهای دلبستگی بر شکلگیری پیوندها تأثیرگذار است.
ما اغلب آشنایی را با حقیقت اشتباه میگیریم.
پیوندهای اولیه، روابط بزرگسالی را شکل میدهند. نحوه ارتباط ما با مراقبان اولیه، بر چگونگی شکلگیری روابط کنونی تأثیر میگذارد. معمولاً به سمت شریکهایی جذب میشویم که احساسات آشنای کودکی را برمیانگیزند و گاهی این آشنایی را با شیمی خوب یا «بازگشت به خانه» اشتباه میگیریم. این میتواند به تکرار الگوهای ناسازگار منجر شود.
سبکهای دلبستگی:
- اجتنابی: از نزدیکی و تعهد دوری میکند، معمولاً زمانی شکل میگیرد که نیازهای اولیه بهطور مداوم برآورده نشدهاند.
- ناامن (اضطرابی): دلتنگی را بهعنوان عشق تجربه میکند، اغلب ناشی از توجه متناوب مراقبان است و ممکن است به شریکهای اجتنابی جذب شود.
- امن: قابل اعتماد، در دسترس و پایدار است؛ روابط بهتدریج و بر اساس رضایت مستمر ساخته میشوند، نه بر فراز و نشیبهای شدید.
شکستن الگو. هیچکس سبک دلبستگی خود را انتخاب نمیکند، اما آگاهی به ما امکان تغییر میدهد. اگر در الگوهای عشق یکطرفه یا جذب شریکهای در دسترس نیستید، به دلبستگیهای اولیه خود توجه کنید. درک کنید که «نوع» شما ممکن است دلتنگیهای قدیمی را فعال کند و آگاهانه شریکهایی را انتخاب کنید که قابل اعتماد و پایدار باشند، حتی اگر احساس «عشق در نگاه اول» نداشته باشید.
۳. اصالت و آسیبپذیری، ارتباط واقعی را میسازند.
برای ارتباط واقعی با دیگران، باید نه آنکه فکر میکنیم باید باشیم یا آنکه فکر میکنیم آنها میخواهند باشیم، بلکه آنکه واقعاً هستیم، باشیم.
پنهان شدن، دیده نشدن است. اضطراب درباره چگونگی دیده شدن میتواند مانع ارتباط اصیل شود. اگر هرگز ریسک نشان دادن خود یا به اشتراک گذاشتن آسیبپذیریهایمان را نکنیم، فرصت شناخت واقعی را به دیگران نمیدهیم. دیده شدن نیازمند شجاعت به اشتراک گذاشتن است، حتی وقتی نمیدانیم چگونه پذیرفته خواهد شد.
تمرکز را از خود به دیگری منتقل کنید. با پرورش کنجکاوی نسبت به فرد مقابل، خودآگاهی را پشت سر بگذارید. علاقهمندی به دیگران، ارتباط را آسانتر و لذتبخشتر میکند. تمرین کنید که بهصورت خودجوش صحبت کنید و مسائل را در گفتگو حل کنید، نه اینکه همه چیز را فیلتر کنید یا فرض کنید میدانید دیگران چگونه واکنش نشان خواهند داد.
واگذاری، عملی از عشق است. رها کردن نیاز به حق بودن یا کنترل، به ما اجازه میدهد تحت تأثیر دیگران قرار بگیریم. این «واگذاری» به معنای تسلیم شدن نیست، بلکه رها کردن سختگیری برای رشد در رابطه است. یعنی چیزی از خود ارائه دادن بدون دانستن نتیجه، پایین آوردن دیوارها و اعتماد به دیگران برای بودن خودشان.
۴. تعارض اجتنابناپذیر است؛ نحوه بحث کردن، نتایج را تعیین میکند.
یادگیری مدیریت لحظات دشوار به معنای پایان اختلاف نظر با اطرافیان نیست.
تفاوتها طبیعیاند. هر رابطهای تعارض دارد چون هر کدام از ما بر اساس تاریخچه و دیدگاههای منحصر به فرد خود، دنیا را متفاوت تجربه میکنیم. اختلاف نظر لزوماً بد نیست؛ فرصتی برای درک بهتر یکدیگر است. هدف اجتناب از تعارض نیست، بلکه مدیریت سازنده آن است.
الگوهای رایج بحث:
- تفکر در برابر احساس در برابر عمل: تعارض زمانی رخ میدهد که افراد سبکهای مقابلهای غالب متفاوتی دارند (منطق، احساس، عمل) و انتظار دارند دیگران مانند خودشان واکنش نشان دهند.
- این من نیستم، تو هستی: سرزنش دیگری باعث انحراف از سهم خودمان در مشکل میشود.
- خوب و بد: دیدن خود بهعنوان درست و دیگری بهعنوان نادرست، مانع حل مسئله و باعث کینه میشود.
- حقایق در برابر احساسات: تمرکز صرف بر منطق («تنیس حقایق») هسته عاطفی بیشتر اختلافات را نادیده میگیرد.
- مثلث درام کارپمن: افتادن در نقشهای قربانی، آزاردهنده یا ناجی چرخههای ناسازگار ایجاد میکند.
- اجتناب از تعارض: سرکوب اختلافات به کینه و فاصله میانجامد و رابطه را کوچک میکند.
هدف، درک متقابل است. به جای تلاش برای «بردن» یا اثبات حقانیت، به دنبال درک و همدلی باشید. درک کنید که رفتار دیگران برای خودشان معنا دارد، نه لزوماً برای شما اگر همان کار را میکردید. قضاوت را کنار بگذارید و نسبت به احساسات پشت کلمات و رفتارهایشان کنجکاو باشید.
۵. تمرکز را از سرزنش دیگران («تو») به پذیرش احساسات خود («من») منتقل کنید.
چون ما مسئول خودمان هستیم نه دیگران، اگر میخواهیم تغییری رخ دهد، مسئولیت تغییر با خود ماست.
واکنش خود را کنترل کنید. نمیتوانیم رفتار دیگران را کنترل کنیم، اما قدرت واکنش و پاسخ خود را داریم. اگر میخواهید وضعیتی تغییر کند، از تغییر رفتار و عملکرد خود شروع کنید. این بسیار مؤثرتر از تمرکز بر اینکه دیگران چقدر آزاردهندهاند یا نیاز به اصلاح دارند، است.
از جملات «من» استفاده کنید. هنگام بحث درباره مشکلات، بر تجربه خود تمرکز کنید نه قضاوت درباره دیگری. به جای گفتن «تو اذیتم میکنی»، بگویید «من احساس آزردگی میکنم». این مسئولیت واکنش شما را میپذیرد و گفتگو را کمتر خصمانه میکند و به دیگران اجازه میدهد بدون احساس حمله، شما را بشنوند.
از زبان ناسازگار پرهیز کنید. عبارات «تو همیشه...»، «تو هستی...»، «تو باید...»، «تو باید...» را ممنوع کنید. اینها اغلب بهعنوان سرزنشآمیز تجربه میشوند. پیامد رفتار را بیان کنید و آنچه ترجیح میدهید را بگویید، با تمرکز بر نیازها و احساسات خود.
۶. احساسات (مانند خشم، اضطراب، غم) پیاماند، نه دشمن.
خشم بدنام شده است. اما خود احساس بد نیست؛ رفتارهایی که گاهی همراه آن است میتواند مخرب یا ترسناک باشد.
احساسات، اطلاعاتاند. احساسات مانند چراغهای هشدار روی داشبورد خودرو هستند که نشان میدهند چه زمانی باید استراحت کنیم، ارتباط برقرار کنیم یا به چیزی رسیدگی کنیم. نادیده گرفتن یا سرکوب احساسات باعث میشود آنها «بلندتر فریاد بزنند» و به نتایج بدتر یا حتی علائم جسمی منجر شود. باید به احساسات گوش دهیم، نه اینکه تحت سلطه آنها باشیم.
احساسات را بهصورت سازنده پردازش کنید. یاد بگیرید احساسات را به کلمات تبدیل کنید، نه اینکه آنها را بروز دهید یا در خود نگه دارید. این «پردازش» به شما کمک میکند کنترل احساس را به دست آورید. مثلاً خشم را بهصورت کلامی یا از طریق فعالیتهای فیزیکی (مثل ضربه زدن به کوسن) بیان کنید، نه اینکه به دیگران حمله کنید.
مشاهده کنید، تبدیل نشوید. تمرین کنید احساسات خود را بدون اینکه به آنها تبدیل شوید، مشاهده کنید. تفاوت است بین «من ترسیدهام» (تعریف خود با احساس) و «متوجهام که احساس اضطراب دارم» (مشاهده احساس از دیدگاهی جدا). این فاصله ایجاد میکند و به شما امکان تصمیمگیری آگاهانه میدهد، نه فقط واکنش نشان دادن.
۷. تغییر همیشگی است؛ مقاومت در برابر آن شما را درجا میزند.
فردی که سلامت روان دارد، کسی است که این را میپذیرد و مطابق با جریان زندگی خود و اطرافیانش سازگار میشود.
زندگی جریان است. تغییر تنها چیز ثابت است. مقاومت در برابر تغییر یا چسبیدن به ایده «همیشه» مانع رشد و سازگاری میشود. هرچند تغییر میتواند دشوار یا ناخواسته باشد، اما برای سلامت عاطفی ضروری و رهاییبخش است.
برای رهایی، خودآگاهی لازم است. اغلب عوامل بیرونی یا دیگران را مقصر میدانیم که ما را درجا نگه داشتهاند، اما قدرت تغییر در درون خود ماست. الگوهای رفتاری و نظامهای اعتقادی خود را شناسایی کنید، بهویژه آنهایی که بهعنوان سازگاری با محیطهای گذشته شکل گرفتهاند و دیگر به کار نمیآیند.
ذهنیت قربانی را به چالش بکشید. احساس اینکه همه چیز فقط «بر سر ما میآید» و سرزنش بدشانسی یا دیگران، مانع پذیرش مسئولیت واکنشها و عملکردهای ما میشود. حتی در شرایط کاملاً ناتوانکننده، مانند ویکتور فرانکل در اردوگاه کار اجباری، ما بر ذهن خود و جهتدهی افکارمان قدرت داریم.
۸. با آگاهی و تمرین، عادتها و الگوهای قدیمی را بشکنید.
مغز قابلیت انعطاف دارد؛ بنابراین میتوانیم آن را تغییر دهیم.
عادتها مانند بزرگراهاند. عادتها و الگوهای قدیمی مانند بزرگراههای پررفتوآمد در مغز شما هستند که آسان و خودکارند. شکل دادن عادتهای جدید مانند باز کردن مسیر جدیدی در جنگل است که نیازمند تلاش آگاهانه، قدرت و صبر است.
تصمیم آگاهانه کلید است. برای تغییر عادت، باید تصمیم آگاهانه بگیرید که پاسخ قدیمی را مهار کنید و برای شکل دادن پاسخ جدید تلاش کنید. تلاش نیمبند کارساز نیست؛ مغز تحت فشار به بزرگراه آشنا بازمیگردد.
گامهای کوچک اهمیت دارند. تغییر لازم نیست دراماتیک باشد. تنظیمات ریز و دقیق در روال یا نگرش شما میتواند تأثیر قابل توجهی داشته باشد. با چیزهای جدید آزمایش کنید، حتی اگر ابتدا ناراحتکننده باشد. به تدریج با برداشتن گامهای کوچک، محدوده راحتی خود را گسترش دهید.
۹. فقدان و غم، بخش طبیعی تغییرند.
برای من روشن است که این زن مادرش را خیلی زود از دست داده، این ضربهای وحشتناک بود و در زمانی که هنوز در رابطه با او در حال رشد بود.
تغییر همراه با فقدان است. حتی تغییرات مطلوب میتوانند همراه با فقدان باشند – سوگواری برای سبک زندگی قدیمی، نسخهای گذشته از رابطه یا خود سابق. این خلأیی ایجاد میکند که روان شما تلاش میکند آن را پر کند. جداییها، ترک خانه توسط فرزندان یا تغییرات جسمی با افزایش سن همه شامل غم و اندوهاند.
غم زمانبندی ندارد. سوگواری فرایندی است که نمیتوان آن را تسریع کرد و هر فرد بهطور منحصر به فرد آن را تجربه میکند. مراحل مشخصی وجود ندارد که فقط از آنها عبور کنید. غم میتواند به صورت موجی بیاید و حتی سالها بعد به همان شدت اولیه احساس شود.
غم را احساس کنید. به جای تلاش برای «مدیریت» غم، هدف «همراهی با آن» باشد. اجازه دهید خود را سوگواری کنید و احساسات دشوار را بیان کنید. سرکوب غم میتواند آن را شدیدتر و غیرقابل کنترل کند. به اشتراک گذاشتن احساسات با دیگران، حتی اگر غیرمعمول به نظر برسد، میتواند ارتباط و بهبود ایجاد کند.
۱۰. رضایت، حالتی پایدار است که با به چالش کشیدن افکار منفی و جستجوی رضایت درونی به دست میآید.
رضایت یعنی از زندگی خود راضی بودن؛ حالتی پیشفرض و زمینهای که میتوانیم در بلندمدت به آن برسیم.
خوشبختی در برابر رضایت. خوشبختی حالتی گذرا و اوج لذت است. رضایت حالتی پایدارتر و زمینهای از رضایت با زندگی است که همه احساسات را میپذیرد، نه فقط احساسات خوشایند. هدفگذاری برای خوشبختی مداوم غیرواقعی است؛ اما هدفگذاری برای رضایت قابل دسترس است.
منتقد درونی و افکار منفی را به چالش بکشید. ما صداهای انتقادی گذشته را درون خود internalize کردهایم که منجر به احساس ناکافی بودن یا نارضایتی میشود، حتی وقتی ظاهراً موفق هستیم. این منتقد درونی را بهعنوان عادتی آشنا، نه حقیقت، بشناسید. از گفتوگوی منفی با خود فاصله بگیرید و افکار مزاحم را جدی نگیرید.
به دنبال رضایت درونی باشید. رضایت واقعی از ارجاع درونی میآید – انجام کارها به خاطر اینکه برای شما درست و رضایتبخش است، نه ارجاع بیرونی – انجام کارها به خاطر اینکه برای دیگران خوب به نظر برسد یا با انتظارات اجتماعی همخوانی داشته باشد. «باید»های درونی شده را باز کنید و آنچه واقعاً شما میخواهید را شناسایی کنید.
از قربانیسازی بپرهیزید. اغلب عوامل بیرونی (شریک، شغل، ویژگیهای جسمی) را مقصر نارضایتی درونی یا درد روانی خود میدانیم. این راهی برای اجتناب از کار سخت بررسی احساسات واقعی و آسیبهای گذشته است. زمانی که یک حوزه از زندگی را بهعنوان قربانی مشکلاتی که ریشه در جای دیگری دارد، میشناسید، آگاه باشید.
خلاصه نقدها
کتاب «کتابی که میخواهید همهی عزیزانتان بخوانند» با نظرات متفاوتی روبهرو شده است و میانگین امتیاز آن ۳.۸۶ از ۵ است. بسیاری از خوانندگان رویکرد بدون قضاوت پری و توصیههای عملی او دربارهی روابط و احساسات را میپسندند. برخی کتاب را عمیق و جذاب میدانند، درحالیکه عدهای دیگر آن را به دلیل سادهسازی بیش از حد و کمبود عمق نقد میکنند. سبک گفتوگومحور نویسنده و استفاده از نامههای خوانندگان بهعنوان مثال، عموماً با استقبال مواجه شده است. با این حال، برخی خوانندگان احساس میکنند که توصیهها بیش از حد ابتدایی یا سطحی هستند. در مجموع، این کتاب بهعنوان اثری قابل دسترس و احتمالاً مفید برای کسانی که به خوداندیشی علاقهمندند، شناخته میشود.
دیگران نیز خواندهاند
سؤالات متداول
1. What is "The Book You Want Everyone You Love* To Read*" by Philippa Perry about?
- Comprehensive relationship guide: The book offers sane and sage advice to help readers navigate all their most important relationships, including with partners, friends, family, colleagues, and themselves.
- Therapist’s wisdom for all: Drawing on her experience as a psychotherapist and advice columnist, Perry distills psychological concepts into accessible, practical guidance for everyday life.
- Four-part structure: The book is organized into four main sections: How We Love, How We Argue, How We Change, and How We Find Contentment, each addressing a core aspect of human connection and personal growth.
- Real-life case studies: Perry uses letters from real people and her responses to illustrate common relational dilemmas and how to approach them with self-awareness and compassion.
2. Why should I read "The Book You Want Everyone You Love* To Read*" by Philippa Perry?
- Universal relevance: The book addresses issues everyone faces—love, conflict, change, and the search for meaning—making it valuable for readers at any life stage.
- Practical, actionable advice: Perry provides concrete tools and exercises for improving self-awareness, communication, and emotional resilience in relationships.
- Empathy and non-judgment: The author’s compassionate, non-prescriptive tone encourages readers to suspend self-criticism and judgment of others, fostering healthier connections.
- Accessible psychology: Complex psychological theories are explained in simple language, making the book approachable even for those new to self-help or therapy.
3. What are the key takeaways from "The Book You Want Everyone You Love* To Read*"?
- Self-awareness is foundational: Understanding your own belief systems, emotional patterns, and coping styles is essential for healthy relationships and personal growth.
- Relationships are central: The quality of your connections with others is the biggest determinant of well-being, and most personal problems are, at their core, relational.
- Change is possible and necessary: Old habits and defenses can be updated; taking responsibility for your actions and responses leads to greater freedom and satisfaction.
- Contentment over happiness: Lasting fulfillment comes from accepting all emotions, building meaningful relationships, and finding purpose, rather than chasing constant happiness.
4. How does Philippa Perry define and approach self-awareness in "The Book You Want Everyone You Love* To Read*"?
- Knowing your starting point: Self-awareness is likened to knowing your location on a map; without it, you can’t navigate to where you want to go in life or relationships.
- Examining belief systems: Perry encourages readers to reflect on the adaptations and beliefs formed in childhood and assess whether they still serve them.
- Observing reactions: She suggests noticing how you react to anger, make assumptions, and talk to yourself, as these patterns often need updating.
- Experimenting with change: Self-awareness is not about self-judgment but about gaining the power to experiment with new ways of thinking and behaving.
5. What are the main concepts about love and connection in "The Book You Want Everyone You Love* To Read*"?
- Connection is a human need: Perry argues that the idea of complete independence is a myth; humans are wired for connection and belonging.
- Attachment styles matter: How we were loved in childhood shapes our adult relationships, with patterns like secure, avoidant, and insecure attachment influencing our bonds.
- Authenticity and vulnerability: True connection requires being your real self, sharing vulnerabilities, and being open to being impacted by others.
- Balancing self and others: Healthy relationships support each person’s fulfillment outside the relationship, and boundaries are essential for maintaining a strong sense of self.
6. How does "The Book You Want Everyone You Love* To Read*" by Philippa Perry help readers handle conflict and arguments?
- Understanding argument styles: Perry identifies common patterns such as thinking/feeling/doing styles, fact vs. feeling debates, and the Karpman Drama Triangle (Victim, Persecutor, Rescuer).
- "I" statements over blame: She advocates for using “I” statements to express feelings and needs, rather than blaming or labeling others.
- Empathy and curiosity: The book encourages seeing things from the other person’s perspective and being curious about their feelings and motivations.
- Assertiveness and boundaries: Perry teaches how to be assertive without being aggressive or passive, and when it’s appropriate to end relationships that are no longer healthy.
7. What advice does Philippa Perry give on changing old habits and getting unstuck in "The Book You Want Everyone You Love* To Read*"?
- Awareness precedes change: Recognize your habitual patterns and the role they played in your past; only then can you consciously choose new responses.
- Small, experimental steps: Change is likened to forging a new path through the jungle—start with small, manageable experiments rather than expecting instant transformation.
- Practice and patience: Building new habits takes time and repeated effort; setbacks are normal and part of the learning process.
- Responsibility and agency: Perry emphasizes that while you can’t control others, you have the power to change your own actions, beliefs, and reactions.
8. How does "The Book You Want Everyone You Love* To Read*" address coping with loss, grief, and major life changes?
- Change brings loss: Whether chosen or imposed, change often involves mourning what was lost—relationships, roles, dreams, or parts of oneself.
- Grief is individual: There’s no set timeline or “right” way to grieve; Perry encourages feeling with, not just “dealing with,” grief.
- Processing emotions: She suggests setting aside time to mourn, expressing feelings through words or rituals, and seeking support from others.
- Growth through acceptance: Accepting and making friends with difficult emotions, rather than suppressing them, leads to healing and adaptation.
9. What are the key ideas about contentment and fulfillment in "The Book You Want Everyone You Love* To Read*"?
- Contentment vs. happiness: Perry distinguishes between fleeting happiness and deeper, more sustainable contentment, which comes from satisfaction with life as it is.
- Internal vs. external referencing: True fulfillment arises from doing what feels meaningful to you, not just what looks good to others or meets external standards.
- Managing the inner critic: The book offers strategies for recognizing and quieting self-critical thoughts, reframing envy, and focusing on personal growth.
- Meaning and purpose: Engaging in activities that bring joy, building community, and nurturing relationships are central to a meaningful life.
10. What are some specific psychological concepts and tools explained in "The Book You Want Everyone You Love* To Read*"?
- Attachment theory: Explains how early relationships shape adult attachment styles and influence romantic and platonic bonds.
- Karpman Drama Triangle: Describes the Victim, Persecutor, and Rescuer roles people fall into during conflict, and how to break the cycle.
- Fact tennis: A term for unproductive arguments focused on logic and point-scoring rather than understanding feelings.
- Observer self: Encourages developing an inner observer to notice and manage emotions, rather than being overwhelmed by them.
11. What are the best quotes from "The Book You Want Everyone You Love* To Read*" by Philippa Perry and what do they mean?
- “You are good enough exactly as you are, and who you are is a powerful and loving human being who is learning and growing every step of the way.” — Emphasizes self-acceptance and the ongoing nature of personal growth.
- “We often mistake familiarity for truth.” — Reminds readers that just because a feeling or belief is familiar doesn’t mean it’s accurate or helpful.
- “If you have to choose between guilt and resentment, choose guilt.” — Suggests it’s better to risk feeling guilty for asserting your needs than to live with ongoing resentment.
- “Feelings follow behavior.” — Encourages acting in loving, forgiving ways even if you don’t feel like it yet, as actions can lead to changed emotions.
12. How can readers apply the advice from "The Book You Want Everyone You Love* To Read*" by Philippa Perry in their daily lives?
- Practice self-reflection: Regularly check in with your feelings, beliefs, and habitual responses, using journaling or mindfulness exercises suggested in the book.
- Communicate openly: Use “I” statements, express vulnerability, and listen with empathy to deepen connections and resolve conflicts.
- Set and maintain boundaries: Identify your needs and limits, communicate them kindly but firmly, and prioritize your own well-being.
- Embrace imperfection and growth: Accept that mistakes and setbacks are part of learning, and focus on experimenting with new ways of relating to yourself and others.