نکات کلیدی
۱. صعود ترامپ با پولشویی مافیای روسیه
رئیسجمهور ترامپ اجازه داده است که املاک با برند ترامپ به ابزاری تبدیل شود که احتمالاً بیش از سه دهه برای پولشویی مبالغ هنگفت—شاید میلیاردها دلار—برای مافیای روسیه به کار رفته است.
عملیات پولشویی. پروژههای املاک و مستغلات دونالد ترامپ، بهویژه برج ترامپ، به پناهگاهی برای پولشویی مافیای روسیه بدل شدند. مقررات سهلگیرانه پیرامون خرید از طریق شرکتهای صوری به مجرمان اجازه میداد تا سرمایههای غیرقانونی خود را بهصورت ناشناس در واحدهای لوکس سرمایهگذاری کنند. این جریان سرمایه، که احتمالاً طی سه دهه به میلیاردها دلار میرسد، نقش حیاتی در حفظ امپراتوری تجاری ترامپ ایفا کرد.
خرید بوگاتین. خرید پنج واحد آپارتمانی در برج ترامپ در سال ۱۹۸۴ توسط دیوید بوگاتین، یکی از مافیای روسیه که در طرح فرار مالیاتی سوخت دست داشت، نقطه عطفی بود. این معامله نهتنها به مافیای روسیه امکان پولشویی داد، بلکه احتمالاً بهعنوان اولین تماس اطلاعاتی شوروی برای ارزیابی ترامپ بهعنوان یک دارایی بالقوه نیز عمل کرد.
شرکتهای صوری ناشناس. برج ترامپ یکی از معدود ساختمانهای نیویورک بود که خرید آپارتمان از طریق شرکتهای صوری را مجاز میدانست، امکانی که به خریداران اجازه میداد هویت و منبع سرمایه خود را مخفی کنند. این روش همراه با معاملات نقدی، املاک ترامپ را برای کسانی که به دنبال پولشویی بودند، جذاب میکرد.
۲. تاریخچه طولانی خانواده ترامپ در ارتباط با مافیا
دونالد ترامپ در مواجهه با جرم سازمانیافته تازهکار نبود. در واقع، خانواده ترامپ از سه نسل پیش به این موضوع علاقهمند بودند.
تاریخچه خانوادگی. ارتباطات دونالد ترامپ با جرم سازمانیافته به دوران پدربزرگش بازمیگردد که گفته میشود در دوران هجوم طلای کلوندایک در فعالیتهای فحشا دست داشته و همچنین به معاملات پدرش با افراد مرتبط با مافیا در پروژههای املاک بروکلین اشاره دارد. پروژههای فرد ترامپ در برایتون بیچ و کانی آیلند اغلب با رسوایی همراه بود و افراد مرتبط با خانوادههای مافیایی گامبینو و جنوزه در آن دخیل بودند.
تأثیر روی کوهن. روی کوهن، مربی و وکیل ترامپ، نقش کلیدی در هدایت او در دنیای پیچیده املاک نیویورک داشت، جایی که نفوذ مافیا گسترده بود. ارتباطات کوهن با چهرههای رسمی و مافیایی، معاملات اولیه ترامپ از جمله بازسازی هتل کمدور و ساخت برج ترامپ را تسهیل کرد.
پیمانکاران وابسته به مافیا. پروژههای ترامپ مانند برج ترامپ از شرکتهای بتنریزی و نجاری تحت کنترل مافیا استفاده میکردند تا عملیات بهصورت روان پیش برود و از توقف کار جلوگیری شود. این وابستگی به پیمانکاران مرتبط با مافیا با نقش کوهن بهعنوان مشاور خانوادههای جنوزه و گامبینو تسهیل میشد.
۳. تله عسل کاگب: ایوانا ترامپ و روسدوستی دونالد
شورویها در ترامپ مردی را یافته بودند که چنان شیفته مشتریان جدید با پولهای کلان بود که بدون پرسیدن سؤال وارد معاملات مشکوک میشد.
ارتباطات ایوانا. ازدواج ترامپ با ایوانا زلنیکووا، شهروند چک، توجه وزارت امنیت دولتی چک (StB) را جلب کرد که با کاگب همکاری داشت. StB ایوانا و خانوادهاش را زیر نظر داشت و احتمالاً قصد داشت از او یا ترامپ برای جمعآوری اطلاعات درباره طبقه بالای آمریکا استفاده کند.
روسدوستی. پس از به قدرت رسیدن میخائیل گورباچف و کاهش تنشهای جنگ سرد، ترامپ علاقهمند به امور شوروی شد. او تمایل داشت در محدودیتهای استراتژیک تسلیحات نقش ایفا کند و از برنده جایزه صلح نوبل درباره گورباچف اطلاعات کسب کرد.
جذب توسط کاگب. کاگب به رهبری ولادیمیر کریوچکوف در پی جذب آمریکاییهای تأثیرگذار بهعنوان دارایی بود. اشتیاق ترامپ به انجام معاملات مشکوک بدون پرسش، او را هدف بالقوهای برای جذب قرار داد.
۴. موگیلیف: «دون باهوش» پیونددهنده ترامپ و پوتین
برای درک عظمت قدرت او، کافی است دو نفر را نام ببریم که روابط تجاری بلندمدتی با آنها داشته است: ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ.
صعود موگیلیف. سمین موگیلیف، معروف به «دون باهوش»، چهرهای بسیار تأثیرگذار در مافیای روسیه است که به خاطر تخصص در جرایم مالی و شبکه گسترده جناییاش شناخته میشود. گفته میشود ارزش داراییهای او بیش از ۱۰ میلیارد دلار است.
امپراتوری جنایی جهانی. سازمان موگیلیف در فعالیتهای غیرقانونی متعددی از جمله معامله اسلحه، قاچاق مواد مخدر، پولشویی و اخاذی در کشورهای مختلف دست داشته است. او روابطی با چهرههای قدرتمند در دنیای زیرزمینی و بخشهای مشروع برقرار کرده است.
روابط کلیدی. ارتباطات موگیلیف با ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ اهمیت استراتژیک او را نشان میدهد. توانایی او در پولشویی و تسهیل معاملات غیرقانونی، او را دارایی ارزشمندی برای هر دو نفر ساخته است.
۵. صعود پوتین: از کاگب تا تسلیح مافیای روسیه
بهعنوان بخش کلیدی این نبرد، ولادیمیر پوتین از سلاح مخفیای استفاده کرد که بسیاری از آمریکاییها آن را درک نمیکردند. در حالی که مافیای ایتالیایی در آمریکا عمدتاً به منافع خود خدمت میکند، در روسیه اوضاع متفاوت بود. جایی که آمریکاییها با جرم سازمانیافته مقابله میکردند، پوتین آن را به خدمت گرفت و تسلیح کرد. گانگسترهای روسی عملاً به مجریان پوتین تبدیل شدند.
کارنامه اولیه پوتین. دوران ابتدایی پوتین در کاگب و مشارکتش در دولت شهری سنپترزبورگ، تجربه ارزشمندی در عملیات اطلاعاتی و تعامل با دنیای جرم سازمانیافته به او داد. مربی جودوی او، لئونید اوسویاتسوف، یک مافیایی بود.
به خدمت گرفتن مافیا. برخلاف مافیای ایتالیایی که مستقل عمل میکند، پوتین مافیای روسیه را به خدمت گرفت و آنها را به مجریان دولت تبدیل کرد. این تسلیح جرم سازمانیافته به پوتین امکان داد قدرت و نفوذ خود را در داخل و خارج کشور گسترش دهد.
کلپتوکراسی. بزرگترین دستاورد پوتین فرمانروایی بر یک دولت مافیایی است؛ سیستمی سیاسی که عملاً حکومتی از، توسط و برای جرم سازمانیافته است. این کلپتوکراسی به پوتین و همدستانش اجازه داده ثروت و قدرت عظیمی انباشته کنند.
۶. تسلیح اطلاعات: جنگ نامتقارن روسیه
این نبرد تنها علیه ایالات متحده نبود بلکه علیه غرب بهطور کلی بود، چرا که روسیه بارها در سیاست داخلی بریتانیا مداخله کرد و به موفقیت کمپین برگزیت دامن زد.
جنگ جهانی مجازی سوم. ولادیمیر پوتین حملهای گسترده جهانی را برای تضعیف آمریکا، بریتانیا، ناتو، اتحادیه اروپا و کل اتحاد غربی آغاز کرد. این جنگ «مجازی» بر عملیات مخفی، اطلاعات نادرست و جنگ سایبری متکی بود.
اطلاعات نادرست و جنگ سایبری. روسیه با هک، انتشار اخبار جعلی و دستکاری رسانههای اجتماعی، اختلاف و بیاعتمادی به نهادهای دموکراتیک را دامن زد. این شامل بهرهبرداری از الگوریتمها و تبدیل فیسبوک به ابزار تبلیغات روسیه بود.
انتقامگیری از مخالفان. روزنامهنگاران تحقیقی، مأموران اطلاعاتی سرکش و سیاستمداران مخالف که حقیقت درباره رژیم پوتین را فاش کردند، با مجازاتهای شدید از جمله ترور مواجه شدند. این فضای ترس و سرکوب مخالفت را در روسیه ایجاد کرد.
۷. انتخابات ۲۰۱۶: نقطه اوج سالها پرورش
بهطور خلاصه، در زمانی که آمریکا با نوع جدیدی از جنگ—جنگ ترکیبی شامل جنگ سایبری، هک، اطلاعات نادرست و امثال آن—روبرو بود، مردی بر رأس کشور قرار گرفت که آن را تقریباً بیدفاع گذاشت و ناخواسته به خدمت کرملین درآمد.
پرورش بلندمدت. عملیات روسیه برای تأثیرگذاری بر انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ آمریکا نتیجه سالها پرورش روابط با افرادی مانند دونالد ترامپ بود. با شناسایی و بهرهبرداری از آسیبپذیریهای سیاسی و مالی آمریکا، روسیه توانست اختلاف و تضعیف روند دموکراتیک را رقم بزند.
نقش ترامپ. چه ترامپ آگاهانه مشارکت داشت و چه «ابله مفید» بود، اقدامات او ناخواسته به منافع کرملین خدمت کرد. سیاستهای او مانند زیر سؤال بردن ناتو و ترویج شعار «اول آمریکا» با اهداف استراتژیک پوتین همسو بود.
دخالت روسیه. دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶، شامل هک، اطلاعات نادرست و دستکاری رسانههای اجتماعی، احتمالاً بر نتیجه تأثیر گذاشت. این دخالت حملهای جدی به حاکمیت و نهادهای دموکراتیک آمریکا بود.
۸. ارتباط چاباد: پیوندی شگفتانگیز میان ترامپ و پوتین
در اوایل ۱۹۹۲، حلقه برادران، شورای حاکم ووری، به ایوانکوف دستور داد: «برو به سرزمین جدید و آمریکا را تسخیر کن!»
ظهور چاباد در روسیه. تلاشهای پوتین برای تثبیت قدرت شامل ایجاد سازمان مذهبی جدیدی به نام فدراسیون جوامع یهودی روسیه تحت رهبری خاخام چاباد، برل لازار بود. این اقدام با هدف جایگزینی نهادهای یهودی قدیمی و تضمین وفاداری به کرملین انجام شد.
ارتباط چاباد با ترامپ. چهرههای کلیدی جنبش چاباد مانند لوو لوییف و چارلز کوشنر روابط نزدیکی با هر دو پوتین و ترامپ داشتند. این ارتباط کانال ارتباطی و نفوذ شگفتانگیزی میان دو رهبر ایجاد کرد.
پیامدهای ژئوپلیتیکی. ارتباط چاباد شبکه پیچیدهای از روابط را نشان میدهد که سیاست، تجارت و سازمانهای مذهبی روسیه و آمریکا را به هم پیوند داده است. این موضوع اهمیت درک زمینههای فرهنگی و تاریخی این روابط را برجسته میکند.
۹. شبکه مانافورت: اوکراین، روسیه و کمپین ترامپ
در شکلگیری پروژه کمدور، کوهن بهعنوان مشاور دو خانواده بزرگ مافیایی نیویورک، جنوزه و گامبینو، نقش بیبدیلی در کمک به ترامپ برای عبور از مشکلات پیمانکاران بتنریزی، شرکتهای تخریب و امثال آن داشت که اغلب تحت کنترل مافیا بودند.
فعالیتهای مانافورت در اوکراین. پل مانافورت برای نیروهای طرفدار پوتین در اوکراین، بهویژه ویکتور یانوکوویچ، کار کرد و تجربه ارزشمندی در دستکاری سیاسی و دسترسی به الیگارشهای روسی کسب کرد. این تجربه بعدها در نقش مدیر کمپین ترامپ مفید واقع شد.
نقش کیلیمنیک. کنستانتین کیلیمنیک، همکار نزدیک مانافورت، بهعنوان حلقه ارتباطی کلیدی با اطلاعات روسیه عمل کرد و ارتباط میان مانافورت و دریپاسکا را تسهیل نمود. این ارتباط نگرانیهایی درباره احتمال تبانی میان کمپین ترامپ و روسیه ایجاد کرد.
پیچیدگیهای مالی. درگیریهای مالی مانافورت با الیگارشهای روسی از جمله دریپاسکا و فیرتاش، تعارض منافع ایجاد کرد و سوالاتی درباره وفاداری او به آمریکا به وجود آورد. اتهامات پولشویی و فرار مالیاتی او نیز وضعیت را پیچیدهتر کرد.
۱۰. پرونده استیل: اتهامات تاییدنشده درباره بهخطر افتادن
شاید جیمز کومی بهتر از همه بیان کرده باشد. در ژانویه ۲۰۱۷، تنها یک هفته پس از مراسم تحلیف دونالد ترامپ، رئیسجمهور کومی، مدیر وقت افبیآی، را به شام خصوصی در کاخ سفید دعوت کرد. کومی در کتاب «وفاداری بالاتر» ترامپ را «غیر اخلاقی و بیارتباط با حقیقت» توصیف میکند و رفتار او را به رئیس مافیا تشبیه میکند و مینویسد ترامپ به او گفته: «من به وفاداری نیاز دارم. انتظار وفاداری دارم.»
تحقیقات استیل. پرونده استیل که توسط کریستوفر استیل، مأمور سابق MI6، تهیه شده بود، اتهامات انفجاری درباره ارتباط ترامپ با روسیه شامل ادعاهای کمپرومات و تبانی را مطرح کرد. اگرچه بسیاری از ادعاهای این پرونده تأیید نشدهاند، اما نقش مهمی در شکلدهی روایت درباره ترامپ و روسیه ایفا کرده است.
کمپرومات و نفوذ. پرونده ادعا میکند که اطلاعات روسیه مدارک بهخطرانداختن ترامپ را به دست آورده که میتواند برای اعمال نفوذ بر او استفاده شود. این شامل ضبطهای ادعایی از فعالیتهای جنسی غیرقانونی ترامپ در مسکو بود.
تأثیر پرونده. پرونده استیل موضوع بحث و بررسیهای گستردهای بوده است؛ برخی آن را غیرقابل اعتماد میدانند و برخی دیگر آن را نقشه راهی برای تحقیقات بیشتر میدانند. تأثیر آن بر افکار عمومی و تحقیقات جاری درباره ارتباطات ترامپ با روسیه انکارناپذیر است.
۱۱. پیامدها: ریاستجمهوری زیر سایه شک و تردید
داستانی است که روایت آن دشوار است، هرچند در بسیاری جهات، ارتباطات دونالد ترامپ با روسیه طی چهار دهه گذشته یک راز آشکار بوده که در معرض دید همگان پنهان مانده است. یکی از دلایل اینکه این موضوع تا این حد نادیده گرفته شده، شاید این باشد که جنبههایی از آن چنان نگرانکننده و فراتر از حد تحمل است که آمریکاییها از پذیرش واقعیتهای تاریک پیش روی خود امتناع میکنند.
ریاستجمهوری بهخطر افتاده. ریاستجمهوری دونالد ترامپ با اتهامات دخالت روسیه و احتمال تبانی همراه بوده است. ارتباطات متعدد ترامپ با افراد مرتبط با روسیه نگرانیهایی درباره استقلال و وفاداری او ایجاد کرده است.
تحقیقات جاری. تحقیقات درباره دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶، به رهبری رابرت مولر و کمیتههای کنگره، همچنان جزئیات جدیدی درباره ارتباطات ترامپ با روسیه کشف میکند. این تحقیقات میتوانند شواهد بیشتری از تبانی یا بهخطر افتادن ارائه دهند.
پیامدهای بلندمدت. ماجرای ترامپ و روسیه تأثیر عمیقی بر سیاست داخلی و خارجی آمریکا داشته است. این موضوع سوالاتی درباره سلامت انتخابات، نفوذ قدرتهای خارجی و آینده اتحاد غربی مطرح کرده است.
خلاصه نقدها
کتاب «خانه ترامپ، خانه پوتین» به بررسی روابط چندین دههای ترامپ با الیگارشها و مافیای روس میپردازد و شرح میدهد چگونه پول روسیه کسبوکارهای در حال ورشکستگی ترامپ را نجات داد و احتمالاً بر ریاستجمهوری او تأثیر گذاشت. اگرچه برخی منتقدان اطلاعات جدید چندانی در این کتاب نیافتند، اما بسیاری از پژوهشهای دقیق و گردآوری شواهد موجود توسط آنگر تمجید کردند. این کتاب تصویری نگرانکننده از درگیر شدن ترامپ با منافع روسیه ارائه میدهد، هرچند برخی معتقد بودند که مدارک قطعی برای تبانی در آن وجود ندارد. در مجموع، خوانندگان این اثر را بررسیای هشداردهنده اما مهم درباره روابط ترامپ با روسیه دانستند، حتی اگر بخش عمدهای از مطالب آن بر اطلاعات پیشتر گزارششده استوار باشد.
دیگران نیز خواندهاند