شروع دوره آزمایشی رایگان
Searching...
SoBrief
فارسی
EnglishEnglish
EspañolSpanish
简体中文Chinese
繁體中文Chinese (Traditional)
FrançaisFrench
DeutschGerman
日本語Japanese
PortuguêsPortuguese
ItalianoItalian
한국어Korean
РусскийRussian
NederlandsDutch
العربيةArabic
PolskiPolish
हिन्दीHindi
Tiếng ViệtVietnamese
SvenskaSwedish
ΕλληνικάGreek
TürkçeTurkish
ไทยThai
ČeštinaCzech
RomânăRomanian
MagyarHungarian
УкраїнськаUkrainian
Bahasa IndonesiaIndonesian
DanskDanish
SuomiFinnish
БългарскиBulgarian
עבריתHebrew
NorskNorwegian
HrvatskiCroatian
CatalàCatalan
SlovenčinaSlovak
LietuviųLithuanian
SlovenščinaSlovenian
СрпскиSerbian
EestiEstonian
LatviešuLatvian
فارسیPersian
മലയാളംMalayalam
தமிழ்Tamil
اردوUrdu
قانون خون

قانون خون

اندیشیدن و عمل کردن به مثابه یک نازی
اثر یوهان شاپوتو 2014 512 صفحه
4.34
۱۶۹ امتیاز
گوش دادن
۳ روز دسترسی کامل رایگان
قفل گوش دادن و امکانات بیشتر را باز کنید!
ادامه

نکات کلیدی

۱. جهان‌بینی نازی: نظامی منسجم و ضدجهانی‌شدن

نازی‌ها به این پرسش‌ها با انبوهی از متون، سخنرانی‌ها و تصاویر پاسخ دادند و مردم را به آنچه ملموس‌تر، نزدیک‌تر و عینی‌تر بود فراخواندند: در میان انبوهی از ایده‌های متناقض که همگی به یک اندازه اهمیت داشتند، خون، گوشت و «نژاد» به‌عنوان مرجع و چراغ راهنمایی مطرح شدند.

فراتر از جنون و بربریت. جهان‌بینی نازی که اغلب به‌عنوان جنون یا بربریت رد می‌شود، توسط طرفدارانش به‌عنوان نظامی منطقی و منسجم ارائه گردید. آنان بر این باور بودند که اقداماتشان جنایت نیست بلکه پاسخی ضروری به بحران‌های ادراک‌شده آلمان پس از جنگ جهانی اول است و پاسخ‌های روشنی به پرسش‌های وجودی در دنیایی آشفته می‌دهد. این دیدگاه به افرادی چون دکتر ویلهلم بایر و اتو اولندورف امکان می‌داد تا به بی‌گناهی خود باور داشته باشند و اعمالشان را انجام وظیفه‌ای «تاریخی» و «شکوه‌مند» ببینند.

رد جهان‌شمول‌گرایی. محور اصلی این جهان‌بینی، رد صریح برابری انسانی جهانی و آزادی سیاسی بود که از ارکان اندیشه دموکراتیک غربی به شمار می‌روند. نازیسم به جای آن، مجموعه‌ای خاص‌گرا و جامع از هنجارها را ترویج می‌کرد که تأکید داشت عمل باید صرفاً برای «نژاد ژرمنی-نوردیک» و «جامعه» باشد، نه برای «خیالی خطرناک و در حال فروپاشی» به نام انسانیت. این موضع به‌عنوان مقابله‌ای مستقیم با «صد و پنجاه سال خطا» ناشی از انقلاب فرانسه و ارزش‌های یهودی-مسیحی تلقی می‌شد.

زیست‌شناسی به‌عنوان تنها قانون. مرجع نهایی اندیشه و عمل نازی‌ها «زیست‌شناسی» بود که به‌عنوان تنها قانون واقعی و ملموس شناخته می‌شد. این جبرگرایی زیستی که به‌طور گزینشی از فیلسوفان باستانی چون افلاطون و سنکا حمایت می‌شد، در برابر هنجارهایی قرار داشت که به زندگی دشمنی می‌ورزیدند. هدف، ایجاد هنجاری نوین بود که از مردم آلمان مراقبت کند، نه اینکه آن‌ها را «از نظر قانونی و اخلاقی محدود و نابود سازد.»

۲. طبیعت به‌عنوان قانون برتر: خون، نژاد و مبارزه

اگر باید به هر قیمتی به فرمانی الهی ایمان آورد، آن باید این باشد: حفظ نژاد.

وحدت همه زندگی‌ها. ایدئولوژی نازی وحدت عمیقی میان انسان، حیوان و طبیعت قائل بود و هرگونه «استثنای انسانی» یا جدایی متافیزیکی میان جسم و الهی را رد می‌کرد. این دیدگاه انیمیتیستی که در تضاد با «بی‌روح‌سازی» جهان در یهودیت-مسیحیت بود، خدا را در سراسر طبیعت حاضر می‌دید و طبیعت را مقدس می‌شمرد. بنابراین، انسان‌ها تابع همان «قانون طبیعی» بودند که شامل «قانون حفظ نژاد» و «مبارزه برای زندگی» می‌شد.

مبارزه ابدی. اصل بنیادین این قانون طبیعی، «تمام زندگی مبارزه است» (Alles Leben ist Kampf) بود که نه به‌عنوان استعاره بلکه به‌عنوان قانونی الهی برای «کمال همه موجودات زنده» مطرح می‌شد. عناصر ضعیف و غیرقابل دوام باید با «بی‌رحمی قاطع» حذف می‌شدند، زیرا طبیعت «تنها بهترین نیروی حیاتی را زنده نگه می‌دارد.» این اصل هم مبارزه داخلی علیه «اپیدمی‌ها و بیماری‌ها» و هم جنگ خارجی علیه دشمنان فرضی را توجیه می‌کرد.

تقوا و اخلاق ژرمنی. نژاد نوردیک که در اقلیمی سخت شکل گرفته بود، به درک ذاتی این مبارزه باور داشت و اخلاقی مبتنی بر «شجاعت و سخت‌کوشی» پرورش داده بود. این «اخلاق نوردیک» منبع همه زندگی اخلاقی بود، جایی که «خدا همیشه دوست و رفیق است» و نه «خدای انتقام‌جو، ترسناک و هراس‌آور یهودیان.» این «دین اینجا و اکنون» بر «زندگی ابدی» ماده زیستی تمرکز داشت و «وفاداری به نظم آفرینش الهی، وفاداری به قوانین زندگی، به ندای خون، به خود» را بالاترین وظیفه اخلاقی می‌دانست.

۳. یهودیت-مسیحیت و لیبرالیسم: منابع بیگانگی آلمانی

یهودیان از کلیسا به‌عنوان نهادی سیاسی استفاده می‌کنند... تا دیگران را به ذهنیت یهودی آلوده سازند.

بی‌طبیعی کردن روح آلمانی. گفتمان نازی به‌شدت یهودیت-مسیحیت و لیبرالیسم را به‌عنوان «عقاید بیگانه» محکوم می‌کرد که «روح آلمانی» را «بی‌طبیعی ساخته‌اند.» آنان استدلال می‌کردند که این ایدئولوژی‌ها «تحقیر طبیعت» و بدن را در آلمانی‌ها نهادینه کرده‌اند و باعث شده‌اند جهان را «دره اشک» و بدن خود را منبع گناه ببینند. این «ختنه روحانی» را «حقه یهودی» برای تضعیف قدرت ژرمنی و جایگزینی فرهنگ اصیل با «تزئینات دستکاری‌شده ربانی» می‌دانستند.

قانون انتزاعی «یهودی». یهودیان به‌عنوان «موجودات انتزاعی» تصویر می‌شدند که از واقعیت متنفرند و قوانین مصنوعی اختراع کرده‌اند. یکتاپرستی سختگیرانه و جهان‌بینی متافیزیکی آن‌ها خدا را از جهان جدا کرده و به «ماده بی‌روح» و تمرکز بر «هوش نظری» منجر شده بود که در تضاد با انیمیتیسم ژرمنی بود. یهودیان «مردم قانون» بودند زیرا فاقد غریزه طبیعی بودند و به «کلمه مکتوب محدود و بی‌جان» متکی بودند، چرا که ماده زیستی‌شان «مختلط و ناپایدار» بود و آن‌ها را «اسکیزوفرنیک فکری و روانی» می‌ساخت.

انقلاب فرانسه: انقلابی یهودی. انقلاب فرانسه با شعارهای «آزادی، برابری، برادری» به‌عنوان «انقلاب یهودی» و «حمله به زندگی توسط بیگانه‌ای نسبت به نژاد» تلقی می‌شد. این انقلاب «برابری انسانی جهانی» را ترویج کرد و «انسان‌های متوسط و شکست‌خورده» را بزرگ داشت که به «آشفتگی نژادی» و «از بین رفتن نوردی‌سازی» فرانسه انجامید. لیبرالیسم، فردگرایی و دموکراسی همه به‌عنوان «محصولات فاسد» دیده می‌شدند که همبستگی ملی را از بین می‌بردند و «نظم طبیعی» سلسله‌مراتب و تفاوت را تضعیف می‌کردند و در نهایت به نفع یهودیان عمل می‌کردند.

۴. بازسازی از طریق انقلاب زیستی: اصلاح نژاد و پاکی

برای ایجاد قانونی که از قوانین زندگی پیروی کند، قانون نژاد، افزودن کلمه «نژاد» به نظام‌های حقوقی گذشته کافی نیست. روابط حقوقی باید حول محور جدیدی سازماندهی شوند: زندگی مردم آلمان.

انقلاب کوپرنیکی ارزش‌ها. سال ۱۹۳۳ نقطه عطفی بود که مرکز جهان حقوقی، سیاسی و ذهنی را به «مردم و زندگی آن‌ها» منتقل کرد. این «زیست‌نومیا» به معنای آن بود که قانون بیان و تحقق زیست‌شناسی است و «حق زندگی» (Lebensrecht) اهمیت بالایی یافت. هدف بازگرداندن «قوانین باستانی و ابدی» طبیعت بود که علم (زیست‌شناسی و پزشکی) آن‌ها را تأیید کرده و به پایه‌ای غیرقابل انکار برای نظام سیاسی نوین بدل ساخته بود.

اصلاح نژاد به‌عنوان عمل «انسان‌دوستانه». «قانون پیشگیری از بیماری‌های ارثی» (ژوئیه ۱۹۳۳) که عقیم‌سازی افراد «بیمار ارثی» را اجباری می‌کرد، به‌عنوان «قانونی انسانی» و «انسان‌دوستانه‌ترین عمل بشری» معرفی شد. این «اصلاح منفی نژاد» به‌عنوان «بالاترین شکل عمل اخلاقی» توجیه می‌شد که خانواده‌ها را از رنج نجات می‌داد، مردم آلمان را از «موجودات بی‌فایده و رنج‌کشیده» آزاد می‌کرد و از انتقال بیماری‌ها به نسل‌های آینده جلوگیری می‌نمود. این اقدام به‌عنوان «عشق برادرانه» و «دوراندیشی» که با انتخاب بی‌رحمانه طبیعت هماهنگ است، معرفی می‌شد.

تولید مثل پاک و قوی. فراتر از عقیم‌سازی، «انقلاب زیستی» هدف داشت تا «تولید مثل پاک و قوی» را تضمین کند. قوانین نورنبرگ (۱۹۳۵) «آمیختگی نژادی» میان آریایی‌ها و یهودیان را ممنوع کرد که «ضرورت زمینه زیستی و تاریخی» خوانده می‌شد. ازدواج دیگر انتخاب خصوصی نبود بلکه وظیفه‌ای نسبت به نژاد بود تا «خون آلمانی، شرافت آلمانی و سلامت نسبی» حفظ شود. این بازتعریف رادیکال اخلاق و قانون به‌عنوان بازگشت به «نظم طبیعی» ارائه می‌شد، جایی که «قوانین طبیعت که زندگی گیاهان و حیوانات را اداره می‌کرد، برای انسان‌ها نیز معتبر بود.»

۵. جنگ به‌عنوان قانون زندگی: مبارزه داخلی و خارجی

این مبارزه قانونی الهی است. امکان کمال همه موجودات زنده را فراهم می‌کند.

جنگ تمام‌عیار، جامعه تمام‌عیار. اصل «تمام زندگی مبارزه است» در همه جنبه‌های اندیشه نازی نفوذ داشت و جنگ داخلی و خارجی را توجیه می‌کرد. «جامعه مردم» (Volksgemeinschaft) باید به «جامعه مبارزه» (Kampfgemeinschaft) تبدیل می‌شد که بر اساس ساختار نظامی سازمان یافته و رهبر آن بدون چون و چرا فرمانده بود. این «جنگ تمام‌عیار» نیازمند شکل‌گیری «جامعه متحد دفاع و جنگ» بود که در آن «تمام هنجارهای حقوقی» تحت فرمان دفاع از نژاد و رایش قرار می‌گرفت.

سخت‌گیری به‌عنوان فضیلت. «سخت‌گیری» آلمانی به‌عنوان فضیلتی زاده رنج و زحمت معرفی می‌شد، «زره آهنین» لازم در برابر دشمنانی که مهربانی آلمانی را سوءاستفاده کرده بودند. این توجیهی برای خشونت شدید، به‌ویژه در شرق بود، جایی که «سخت‌گیری آینده را مهربان می‌سازد.» سربازان آموزش می‌دیدند که «احساسات‌گرایی» و «دلسوزی» را کنار بگذارند، زیرا این‌ها ضعف‌هایی بودند که نژاد را به خطر می‌انداختند. «امر قطعی» هر فرد بازگشت به صفوف جامعه و تسلیم به نظم آن بود، جنگیدن «بدون پستی و احساسات‌گرایی.»

قانون کیفری به‌عنوان نابودی. قانون کیفری به‌عنوان ابزاری جنگی بازتعریف شد که هدف آن «حفاظت از مردم» بود، نه مجرم. مفاهیمی چون «هیچ جرمی بدون قانون نیست» کنار گذاشته شد و به جای آن «هیچ جرمی بدون مجازات نیست» قرار گرفت. مجرمان به‌عنوان ناقصان زیستی، «انگل» یا «آفت» دیده می‌شدند که باید «ریشه‌کن» شوند نه اصلاح. دادگاه‌ها و قدرت‌های پلیسی ویژه مانند «بازداشت حفاظتی» (Schutzhaft) و «بازداشت پیشگیرانه» (Vorbeugungshaft) به‌عنوان «گردان‌های زرهی قانون» طراحی شدند تا علیه «دشمنان داخلی» به سرعت و بدون محدودیت عمل کنند.

۶. جامعه مردم: ارزش نهایی، وفاداری مطلق

نقش فرد به‌عنوان عضو جامعه مستلزم انجام وظایفی نسبت به آن است. تمام وظایفی که فرد باید به‌عنوان عضو جامعه انجام دهد، حوزه‌ای است که پلیس باید به نمایندگی از دولت نظارت کند.

وحدت ارگانیک، وفاداری مطلق. «جامعه مردم» (Volksgemeinschaft) ارزش برتر بود که وفاداری مطلق و همگنی درونی را می‌طلبید. هرگونه مخالفت یا تفرقه داخلی غیرقابل تحمل بود، به‌ویژه در حضور دشمن. هیمmler تأکید می‌کرد که «خون نوردیک» نیروی وحدت‌بخش است، نه منبع جدایی داخلی. این به معنای رفتار با «زیرمجموعه‌ها به‌عنوان رفقای نژادی» بود، نه به‌عنوان اشیاء، و همیشه اولویت دادن به خیر جمعی بر خواسته‌ها یا ملاحظات فردی.

پلیس به‌عنوان نگهبانان نژادی. پلیس، به‌ویژه گشتاپو، به‌عنوان نگهبانان «نظم نژادی» تعریف شدند که «مستقل از هر محدودیت» و «فراتر از قانون» عمل می‌کردند. مأموریت آن‌ها حفاظت از «سلامت سیاسی بدن آلمان» و شناسایی و حذف «میکروب‌های ویرانگر» بود. این شامل «بازداشت پیشگیرانه پلیسی» (Vorbeugungshaft) و «بازداشت حفاظتی» (Schutzhaft) می‌شد که نظارت قضایی را دور می‌زد و تهدیدهای بالقوه را به‌عنوان عوامل زیستی بیماری‌زا می‌دید.

مسئولیت جمعی (Sippenhaft). مفهوم «Sippenhaft» (بازداشت خانوادگی یا مسئولیت مشترک خانواده/قبیله) مجازات را فراتر از فرد گسترش می‌داد و کل خانواده را مسئول اعمال یک عضو می‌دانست. این با «سنت قدیمی آلمانی» و منطق زیستی توجیه می‌شد: «این مرد خائن است، خونش بد است، خون خائن است، باید ریشه‌کن شود.» این مسئولیت جمعی ایده جدایی‌ناپذیری فرد از جمع نژادی را تقویت می‌کرد و هر لکه‌ای بر کل تأثیر می‌گذاشت.

۷. استعمار شرق: Lebensraum و سلطه نژادی

سنت هزارساله استعمار آلمان در شرق که در ورسای به خاکستر تبدیل شده بود، اکنون شاهد احیایی قدرتمند است که حق زندگی را برای مردم ما در قرون و هزاره‌های آینده تضمین خواهد کرد.

حق زندگی و فضا. فتح و استعمار شرق به‌عنوان «عدالت طبیعی» معرفی می‌شد که به نژاد ژرمنی-نوردیک «فضای زیستی» (Lebensraum) ضروری را می‌داد. این پاسخ مستقیمی به «بی‌عدالتی تاریخی و زیستی غیرقابل تحمل» پیمان ورسای بود که آلمان را به «مردمی بدون فضا» تبدیل کرده بود. شرق، سرشار و حاصلخیز، به‌عنوان «آشیانه و گلخانه خون ژرمنی» دیده می‌شد که قرار بود جمعیت رو به رشد آلمان را تغذیه کند.

آرمان‌شهر کشاورزی و پاکی نژادی. پروژه استعمار هدف داشت «آرمان‌شهری کشاورزی» ایجاد کند که الزامات اقتصادی را با «بهداشت نژادی» هماهنگ سازد. این شامل «تجمیع زمین‌های کشاورزی» (Flurbereinigung) و «جابجایی» (Umpflanzung) جمعیت‌های آلمانی بود که در «خاک تاریک، حاصلخیز و بارور» ریشه می‌دواندند. این صرفاً سیاست استعماری نبود بلکه ادغام ارگانیک بود که «زمین و خاک به دست آلمانی‌ها سپرده شده» و «تمام فضا» آلمانی‌سازی شده بود تا «انسجام نژاد ما» تضمین شود.

بردگی «زیرانسان‌ها». جمعیت‌های اسلاو شرق به‌عنوان «زیرانسان» (Untermenschentum) شناخته می‌شدند که محکوم به «بردگی» و «استثمار تا حد فرسودگی» بودند. آن‌ها باید «از هوش خود محروم» می‌شدند، به «تکه‌های پراکنده مردم» (Volkssplitter) تبدیل و به‌عنوان «ذخیره نیروی کار برای کارهای نکبت‌بار» به کار گرفته می‌شدند. این رفتار بی‌رحمانه، از جمله قحطی برنامه‌ریزی‌شده، با باور به اینکه «زندگی انسانی در این کشورها ارزشی ندارد» و «اسلاو برده‌ای زاده شده است که به دنبال ارباب خود می‌گردد» توجیه می‌شد.

۸. مسئله یهودی: تهدید زیستی که نابودی می‌طلبد

اگر سرمایه‌داران یهودی بین‌المللی بار دیگر موفق شوند ملت‌ها را به جنگ جهانی بکشانند، نتیجه نه بلشویکی شدن جهان و پیروزی یهودیان، بلکه نابودی نژاد یهودی در اروپا خواهد بود.

هزاران سال جنگ نژادی. «مسئله یهودی» به‌عنوان نقطه اوج «شش هزار سال جنگ نژادی» و «کینه یهودی» علیه بشریت نوردیک مطرح می‌شد. یهودیان مسئول آغاز جنگ جهانی اول، شکست آلمان و تحریک جنگ جهانی دوم معرفی شدند. این روایت هولوکاست را نه به‌عنوان جنایت بلکه به‌عنوان «دفاع مشروع» در برابر تهدیدی کهن و وجودی نشان می‌داد. «ریشه‌کن کردن بی‌رحمانه همه یهودیان اروپا» تحقق «اراده تاریخ» و «وظیفه‌ای نسبت به گذشته» بود.

یهودیان به‌عنوان «خطر زیستی». یهودیان مکرراً به‌عنوان «باکتری»، «انگل» و «میکروب» تصویر می‌شدند، طاعونی پاتولوژیک که «سلامت نژاد آریایی» را تهدید می‌کرد. این «ضدسامیت بیومدیکال» جداسازی و حذف را به‌عنوان ضرورت‌های بهداشت عمومی توجیه می‌کرد. «اخلاق یهودی» به‌عنوان ذاتاً مجرمانه معرفی می‌شد که «سرقت و غارت اموال غیر یهودیان» و «تجاوز به زنان غیر یهودی» را ترویج می‌کرد و تصویر آن‌ها را به‌عنوان تهدیدی وجودی تثبیت می‌نمود.

نابودی «سرد» و «منسجم». «راه‌حل نهایی» به‌عنوان «راه‌حلی منطقی، هرچند خشونت‌آمیز» ارائه می‌شد که باید «سرد و بدون تردید» اجرا شود. نابودی زنان و کودکان یهودی با این استدلال توجیه می‌شد که «این کودکان بزرگ خواهند شد» و «انتقام‌جویان پر از نفرت» خواهند بود که تهدیدی آینده‌دار به شمار می‌روند. این «نتیجه‌گرایی بی‌رحمانه» توسط هیمmler «شایسته» و «انسان‌دوستانه» خوانده می‌شد، زیرا به «وجود و حفظ خون نوردیک ما» خدمت می‌کرد و در نهایت «مبارزه تا مرگ میان نژاد آریایی و باکتری یهودی» بود.

۹. رد قانون رسمی: اراده رهبر و عدالت غریزی

قوانین زندگی همیشه یکسان‌اند، همیشه همانندند. ما نمی‌خواهیم مردم خود را بر اساس نظریه‌های انتزاعی که توسط ذهنی بیگانه ساخته شده بازسازی کنیم، بلکه با پیروی از قوانین ابدی که تجربه و تاریخ به ما نشان داده‌اند و ما آن‌ها را می‌شناسیم.

قانون زندگی برتر از قوانین انتزاعی. ایدئولوژی نازی به‌طور بنیادین قانون رسمی و انتزاعی را رد می‌کرد و آن را «لجن ربانی» و «ماده مرده و کشنده» می‌دانست که زندگی را خفه می‌کند. در عوض، آن‌ها خواهان «قانون زندگی» بودند که مستقیماً از طبیعت، غریزه و «خون» مردم آلمان استخراج می‌شد. «استبداد بند» باید جای خود را به نظام حقوقی پویا و سیال می‌داد که به «نیازهای حیاتی و رشد نژاد ما» خدمت کند و «خود زندگی» را عالی‌ترین مرجع قانونی سازد.

رهبر به‌عنوان قاضی عالی‌رتبه. اراده رهبر هم‌معنی با «قانون زندگی» و «وجدان اخلاقی مردم آلمان» بود. هیتلر به‌عنوان «قاضی عالی» می‌توانست «هر فرد را مجبور به انجام وظیفه‌اش کند» و هر کسی را که شکست می‌خورد، حتی قضات، برکنار نماید. این بدان معنا بود که «قانون رسمی» می‌توانست نادیده گرفته شود اگر با «قانون بالاتر» بقای مردم در تضاد بود. «قانون توانمندسازی ۲۳ مارس ۱۹۳۳» عملاً سلسله‌مراتب هنجارها را منحل کرد و اراده رهبر را منبع نهایی همه قوانین ساخت.

آزادی قضایی و «عقل سلیم». قضات تشویق می‌شدند تا از «قیاس» و «تجسم» استفاده کنند و از «قانون غیررسمی جامعه مردم» و «عقل سلیم» بهره ببرند. این امکان را می‌داد تا «خلاهای قانونی» پر شود و احکام با «روح انقلاب ناسیونال‌سوسیالیستی» هماهنگ گردد. هدف، ساختن قانونی «سریع، چابک و کارآمد» بود که قضات را به «سربازان جبهه داخلی» تبدیل کند که «آفات بی‌وجدان را از بدن مردم ریشه‌کن می‌کنند.»

۱۰. هزاره: چشم‌اندازی از سلطنت نژادی ابدی

زمین بدون خون نوردیک، فرهنگ نوردیک و ذهن‌های نوردیک آنچه هست نمی‌بود. اگر می‌خواهیم نژاد نوردیک خود را حفظ کنیم، باید دیگران را حذف کنیم.

پایان تاریخ، آغاز رایش. پروژه نازی عمیقاً آخرالزمانی بود و هدف داشت «تاریخ را به پایان برساند» و «هزاره‌ای» از سلطنت نژادی ابدی را آغاز کند. این صرفاً شعاری نبود بلکه «برنامه‌ای سیاسی بسیار جدی و دقیق» برای ایجاد «نظم نوین» در اروپا بود. «مرز شرقی» (Ostgrenze) باید «دیوار حفاظتی زیستی» می‌بود که توسط «کشاورزان-سربازان» محافظت می‌شد و شرق را از خون بیگانه پاک می‌کرد و «انسجام نژاد آلمانی» را تضمین می‌نمود.

محدودیت‌های طبیعت و زیست‌بوم نژادی. مرزهای این گسترش توسط خود طبیعت تعیین می‌شد، به‌ویژه «مرز اقلیمی» که با حد شرقی درخت راش (Buche) مشخص می‌شد. این مرز «نامرئی» طبیعی زیست‌بوم نژاد نوردیک را تعیین می‌کرد که فراتر از آن خطر «انحطاط» وجود داشت. استعمار باید «چشم‌اندازی هماهنگ» می‌ساخت که «وجود آرام» مرد نوردیک را بازتاب دهد و «فضای زیستی جدید آلمان در شرق» را به «وطن دائمی» برای مهاجران آلمانی تبدیل کند.

نتیجه‌گرایی بی‌گذشت. هدف نهایی «زندگی ابدی برای آلمان» بود که از طریق اقدام «بی‌گذشت» و «منسجم» حاصل می‌شد. این به معنای حذف «دیگران» بود که نژاد نوردیک را تهدید می‌کردند، کاری که نسل حاضر باید به پایان برساند تا نسل‌های آینده در امان باشند. «فرمان رهبر» برای تخریب زیرساخت‌های رایش در ۱۹۴۵، حتی اگر به نابودی مردم آلمان منجر شود، با این منطق زیستی نهایی توجیه می‌شد: «اگر باید جنگ را ببازیم، مردم آلمان نیز از دست خواهند رفت.»

آخرین بروزرسانی:

Report Issue

خلاصه نقدها

4.34 از 5
میانگین ۱۶۹ امتیاز از Goodreads و Amazon.

کتاب «قانون خون» نوشته یوهان چاپوتو با تحلیل گسترده‌ای از منابع اولیه همچون سخنرانی‌ها، اسناد حقوقی، فیلم‌ها و تبلیغات، ایدئولوژی نازی‌ها را بررسی می‌کند. منتقدان، پژوهش دقیق و مستدل نویسنده را در بازسازی جهان‌بینی نازی‌ها ستایش می‌کنند؛ به‌ویژه در زمینه الهیات ضد مسیحی، نژادپرستی زیستی، فلسفه حقوق و باور به قانون طبیعی مبتنی بر خون و نژاد. این کتاب نشان می‌دهد چگونه جنایات نازی‌ها در چارچوب اخلاقی منسجم اما نفرت‌انگیز آن‌ها توجیه شده است. اگرچه برخی آن را تکراری یا سنگین از نظر آکادمیک می‌دانند، اما اکثریت آن را اثری ضروری برای درک چگونگی پذیرش ایدئولوژی نسل‌کشی توسط افراد تحصیل‌کرده می‌دانند. محتوای تکان‌دهنده کتاب، مطالعه آن را دشوار اما برای فهم این دوره تاریک تاریخی اجتناب‌ناپذیر می‌سازد.

Your rating:
4.62
27 امتیاز
Want to read the full book?

درباره نویسنده

یوهان چاپوتو استاد تاریخ معاصر در دانشگاه سوربن نوول – پاریس ۳ در فرانسه است که در زمینه تاریخ فرهنگی نازی‌ها و تاریخ سیاسی و فرهنگی معاصر تخصص دارد. آثار علمی او بر درک جهان ذهنی و نظام‌های اعتقادی که زیربنای ایدئولوژی و اقدامات نازی‌ها را تشکیل می‌دادند، متمرکز است. چاپوتو به‌خاطر روش پژوهشی دقیق و موشکافانه‌اش شناخته شده است؛ او هزاران منبع نازی از جمله متون حقوقی، مواد تبلیغاتی، فیلم‌ها و نوشته‌های روشنفکران نازی را تحلیل کرده است. رویکرد او به بررسی چگونگی پذیرش ایدئولوژی افراطی توسط افراد عادی و تحصیل‌کرده می‌پردازد که این پذیرش را از طریق آنچه «عادی‌سازی» اعمال وحشتناک در چارچوب دیدگاه‌شان می‌نامد، توضیح می‌دهد. علاوه بر این کتاب، چاپوتو کتاب «انقلاب فرهنگی نازی» (۲۰۱۷) را نیز تألیف کرده است که به بررسی عمیق‌تر تحول فرهنگی نازی‌ها می‌پردازد.

Follow
گوش دادن
Now playing
قانون خون
0:00
-0:00
Now playing
قانون خون
0:00
-0:00
1x
Queue
Home
Swipe
Library
Get App
Try Full Access for 3 Days
Listen, bookmark, and more
Compare Features Free Pro
📖 Read Summaries
Read unlimited summaries. Free users get 3 per month
🎧 Listen to Summaries
Listen to unlimited summaries in 40 languages
❤️ Unlimited Bookmarks
Free users are limited to 4
📜 Unlimited History
Free users are limited to 4
📥 Unlimited Downloads
Free users are limited to 1
Risk-Free Timeline
امروز: دسترسی فوری
گوش دادن به خلاصه کامل بیش از ۲۶,۰۰۰ کتاب. بیش از ۱۲,۰۰۰ ساعت محتوای صوتی!
روز دوم: یادآوری دوره آزمایشی
به شما اطلاع می‌دهیم که دوره آزمایشی‌تان به‌زودی پایان می‌یابد.
روز سوم: شروع اشتراک شما
مبلغ اشتراک در تاریخ Jun 13,
کسر می‌شود. هر زمان قبل از آن می‌توانید لغو کنید.
Consume 2.8× More Books
2.8× more books Listening Reading
Our users love us
600,000+ readers
Trustpilot Rating
TrustPilot
4.6 Excellent
This site is a total game-changer. I've been flying through book summaries like never before. Highly, highly recommend.
— Dave G
Worth my money and time, and really well made. I've never seen this quality of summaries on other websites. Very helpful!
— Em
Highly recommended!! Fantastic service. Perfect for those that want a little more than a teaser but not all the intricate details of a full audio book.
— Greg M
Save 62%
Yearly
$119.88 $44.99/year/yr
$3.75/mo
Monthly
$9.99/mo
Start a 3-Day Free Trial
3 days free, then $44.99/year. Cancel anytime.
Unlock a world of fiction & nonfiction books
26,000+ books for the price of 2 books
Read any book in 10 minutes
Discover new books like Tinder
Request any book if it's not summarized
Read more books than anyone you know
#1 app for book lovers
Lifelike & immersive summaries
30-day money-back guarantee
Download summaries in EPUBs or PDFs
Cancel anytime in a few clicks
Scanner
Find a barcode to scan

We have a special gift for you
Open
38% OFF
DISCOUNT FOR YOU
$79.99
$49.99/year
only $4.16 per month
Continue
2 taps to start, super easy to cancel
Settings
General
Widget
Loading...
We have a special gift for you
Open
38% OFF
DISCOUNT FOR YOU
$79.99
$49.99/year
only $4.16 per month
Continue
2 taps to start, super easy to cancel